چگونه شخصی که در فتنه 88 یک سر فتنه بود حالا دارد در لباس نیرویی معتدل وارد می‌شود و این یک زنگ خطر برای روحانی است چرا که خاتمی معمولا تنهایی وارد جایی نمی‌شود. او با همان تیم اصلاحات خواهد آمد.

شیرازه - با پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، «اعتدال» به‌عنوان محوری‌ترین شعار دولت «تدبیر و امید» در عرصه رسانه‌ها مطرح شد. اگرچه روحانی و تیم اصلی‌اش که عمدتا همکاران او در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام‌اند، در هر جلسه‌ای از ضرورت اعتدال‌گرایی سخن می‌گویند اما به نظر می‌رسد برخی که سابقه چندان مناسبی در رویه «اعتدال‌گرایی» ندارند، در شرایط کنونی قدرت نفوذ زیادی پیدا کرده‌اند و اساسا یک غیرمعتدل، برای دولت اعتدال‌گرا به یک شخص مطلوب تبدیل شده است.


سید محمد خاتمی از این دسته از اشخاص است. او که به هیچ وجه سابقه‌ مناسبی در مکتب اعتدال‌گرایی ندارد و فتنه 88 اوج نمایش شخصیت غیرمعتدل و غیر دموکرات او در عرصه سیاسی است حالا با پیروزی روحانی، جانی دوباره گرفته است و طبق آن‌چه این روزها مشاهده می‌شود، درصدد است تا با فعالیت‌های غیررسمی، به بازیابی نقش گذشته خود و در نتیجه از بین بردن ذهنیت جامعه از خود به عنوان یک سر فتنه 88 اقدام نماید. لذا این‌که این روزها از او مواردی شاهد هستیم که در گذشته کم‌تر رخ داده و اساسا نسبتی با مشی او ندارد.


خاتمی 8 تیرماه در نامه‌ای به شیخ الازهر احمد الطیب، «به حرمت انسانیت و عدالت و به ضرورت دفاع از حقانیت دین رحمانی و عقلانی اسلام» وظیفه خود دانست تا «تاثر و تاسف شدید خود را از حادثه فجیع قتل شیعیان مظلوم مصر اعلام دارد.»


خاتمی اما اهل چنین نامه‌نگاری‌هایی نبود که اگر بود می‌توانست از این روحیه انسانی خود کمی هم برای سوریه خرج کند. مگر کم شیعه و سنی و مسیحی از سوی سلفی‌های خون‌خوار در سوریه کشته شدند؟ اما خاتمی سکوت کرد، سکوتی که تا کنون نیز ادامه دارد. وقتی سلفی‌ها علامه البوتی رئیس سنی اتحادیه علمای اهل شام را ه جرم حمایت از بشار اسد در مسجد ترور کردند، چرا خاتمی چیزی نگفت؟ چرا زمانی که دکتر معین و جمعی از پزشکان اصلاح طلب به بشار اسد چشم پزشک نامه نوشتند و از رسالت پزشکی او گفتند تا او از «قتل عام مردم سوریه!» دست بردارد، خاتمی چیزی نگفت؟


خاتمی مطمئنا از قتل وحشیانه شیعیان در مصر رنجیده است اما نامه‌نگاری او به شیخ الازهر، دلیل‌اش فقط رنجش او نیست. این شرایط داخلی مساعد است که خاتمی را بر آن داشته تا چهره‌ی خود را دوباره در معرض رسانه‌ها قرار دهد؛ چهره‌ای معتدل! و لذا دور جدید فعالیت‌های او باید آغاز شود ...


او 19 تیرماه با نسرین ستوده وکیل زندانی حالا به مرخصی آمده، دیدار کرد و آرزو کرد که «انشاء الله همه زندانیان سیاسی آزاد شوند تا فضای مناسب پدید آمده باز هم لطیف‌تر گردد و هم‌گان بتوانند خدمت خود را به کشور و مردم انجام دهند.» دیدار با جمعی از منتخبین شورای شهر با خاتمی نیز در 8 تیرماه صورت گرفت و خاتمی قول داد که «در انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه آن مساله‌ای وجود دارد که باید باز شود و انشاء الله در آینده بازخواهم کرد.» او در سه تیرماه هم طی پیامی به همایش نکوداشت دکتر عارف از شخصیت وی تقدیر کرد. قبل‌تر نیز در جمع گروهی از دانشجویان سخن گفته بود و به دیدار روحانی هم رفته بود و ...


مطمئنا این نوشته بر آن نیست که این موارد حق خاتمی نیست. سخن بر سر این است که چگونه شخصی که در فتنه 88 یک سر فتنه بود حالا دارد در لباس نیرویی معتدل وارد می‌شود و این یک زنگ خطر برای روحانی است چرا که خاتمی  معمولا تنهایی وارد جایی نمی‌شود. او با همان تیم اصلاحات خواهد آمد. همان تیمی که در روزنامه های زنجیره ای نوشتند: «علیه خدا هم می شود تظاهرات کرد» و این از نظر آن ها یعنی اعتدال!